![]() |
کوچه های باریک |
![]() |
| کوچه ها باریکن دکونا بستس , خونه ها تاریکن طاقا شکستس |
|
نجوا ها
|
|
رمضان آمد و اولین روز آمدن سومین رمضان با تو بودن آخرین روز با تو بودن بود.
تویی که بودنت نه شادی لحظه هایم که غمی بود جانکاه که مرا به مبارزه می طلبید مبارزه ای که نتیجه جبری اش شکست بود ٬شکست نه برای من٬نه برای تو٬بلکه شکست برای ما ٬برای اینکه شکستمان را نبینیم باید "ما" را می شکستیم ٬ما دیگر شکست نخواهیم خورد ٬من و تو زین پس من و تو خواهیم ماند. رستنی ها کم نیست من و تو کم بودیم خشک و پژمرده و تا روی زمین خم بودیم گفتنی ها کم نیست من و تو کم گفتیم مثل هذیان دم مرگ از آغاز چنین در هم و بر هم گفتیم دیدنی ها کم نیست من و تو کم دیدیم بی سبب از پاییز جای میلاد اقاقی ها را پرسیدیم چیدنی ها کم نیست منو تو کم چیدیم وقت گل دادن عشق روی دار قالی ٬بی سبب حتی پرتاب گل سرخی را ترسیدیم خواندنی ها کم نیست من و تو کم خواندیم من و تو ساده ترین شکل سرودن را در معبر باد با دهانی بسته وا ماندیم من و تو کم خواندیم من و تو واماندیم من و تو کم دیدیم من و تو کم چیدیم من و تو کم گفتیم وقت بیداری فریاد چه سنگین خفتیم من و تو کم بودیم من و تو امادر میدان ها آنک اندازه ما می خوانیم ما به اندازه ما می بینیم ما به اندازه ما می چینیم ما به اندازه ما می گوییم ما به اندازه ما می روییم من و تو ٬خم نه و در هم نه کم هم نه ٬ که به می باید با هم باشیم من و تو حق داریم ٬در شب این جنبش نبض آدم باشیم من و تو حق داریم ٬که به اندازه ما هم شده با هم باشیم گفتنی ها کم نیست... |
|
2 نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم مهر 1384ساعت 4:29 بعد از ظهر توسط |
|
|
نوشتن فراموشم شده است ٬ راستی برای چه می نوشتم ؟ برای دلم؟ برای دلت؟ برای پروردگارم؟ برای کشورم؟ نمی دانم...
اما امروز می خواهم بنویسم ٬ برای همان چیزی که نمی دانم چیست ٬ برای هیچ ٬ برای خلا ٬ برای پوچی زندگیم و زندگیت. خلا کجاست؟ جایی که هیچ چیز نیست؟ آنجا کجاست؟ شاید جایی باشد که همه چیز هست . خلا بین همان همه چیز است ٬ همان جایی که ماییم. نمی دانم چه می گویم اما می دانم که تو می دانی پس می گویم ٬ از هیج ٬ از همه چیز٬ از دیواری که محاصره ام کرده است٬ از پنجره ای که به دنبالش می گردم از قله ای که باید فتحش کنم اما نمی دانم کجاست تا پا بر دامنه اش نهم . نمی دانم چه می خواهم اما می دانم که تو می دانی ٬ پس می پرسم؟ اینجا کجاست؟ اینجا کجاست؟ "خودم" |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه یازدهم مهر 1384ساعت 6:12 بعد از ظهر توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|