![]() |
کوچه های باریک |
![]() |
| کوچه ها باریکن دکونا بستس , خونه ها تاریکن طاقا شکستس |
|
حرفهایی برای نگفتن
|
|
مدتی است چیزی در این صفحه ننوشته ام در حالی که ظرف زباله اتاقم پر از کاغذهای سیاه شده توسط من است . اخبار را مرور میکنم ٬سیگارچی به ۱۴سال زندان محکوم شد ٬سمیعی نژاد محکوم به ارتداد شد ٬مزروعی به خاطر دفاع از وبلاگ نویسان ممنوع الخروج شد و ده ها و صدها نفر شناخته شده یا گمنام دیگر همچنان در زندان به سر می برند تنها به خاطراینکه اندیشه ای ـ درست یا غلط ـ در ذهن داشته و بیان کرده اند.
اندیشه هایم را روی کاغذ می آورم به خود می گویم:"تو که چیزی نمی دونی بگی اصلا کسی تورو به حساب نمی آره که بخواد نوشته هاتم بخونه زیادی خودتو تحویل نگیر" اما هر بار که می خواهم نوشته ام رادر وبلاگ قرار دهم نا خود آگاه پشیمان می شوم و کاغذ رو به رویم را به بایگانی افکار پریشانم میفرستم و این قصه هر روز تکرار می شود. تصمیم می گیرم کمتر بنویسم و بیشتر بخوانم تا لااقل وقتی چیزی می نویسم و حرفی می زنم نه فقط حرف که اعتقادم باشد که در این صورت ارزش دادن هر هزینه ای را خواهد داشت . بار دیگر می نویسم و نوشته ام را می خوانم این بار پاره اش نمی کنم ٬دوباره آن را میخوانم و هر بار اندکی به نفع حقیقت اصلاحش می کنم وقتی مطمئن شدم حرفی که زده ام حقیقت است آن را در وبلاگ قرار می دهم٬دیگر نمی ترسم٬اما حقیقت چیست؟؟؟؟ "سرمایه ماورایی هر کسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد (دکتر شریعتی)" ایمان راهی |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه یکم اردیبهشت 1384ساعت 11:58 قبل از ظهر توسط |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
|
RSS
|