![]() |
کوچه های باریک |
![]() |
| کوچه ها باریکن دکونا بستس , خونه ها تاریکن طاقا شکستس |
|
ترس و خفقان در دانشگاه ارومیه
|
|
چندی پیش از طریق یکی از دوستان خبرهای موثقی در مورد دانشگاهی شنیدم که باور نداشتم که همچین جایی وجود خارجی داشته باشه تا این که اون عزیز زحمت کشید و خلاصه ای از اونارو برام ای میل زد بزودی بعد از ویرایش ، این سلسه مطالب رو با عنوان دانشگاه ارومیه زندانی در پاریس ایران در این خانه تاریک خواهید دید . |
|
2 نوشته شده در
شنبه هفتم آذر 1388ساعت 0:6 توسط ذره بین |
|
|
آمدیم اما نمی دانیم حالا چرا؟
|
|
سلام
ذره بین گروهی است بسیار کوچک از عده کمی نوجوان تازه به سنین جوانی گام نهاده همانهایی که نسل سومشان می نامند . نسلی که نمی داند سوخته است یا آتش زیر خاکستر . به هر حال ما تصمیم گرفتیم نقش آتش زیر خاکستر رابازی کنیم و امروز بدون اینکه دلیلی داشته باشیم احساس می کنیم که خاکستر خود به خود کنار نمی رود تا ماخود را نشان دهیم پس خود سعی در بیرون آمدن از زیر خاکستر داریم. ما نه گروهی تحلیلگر سیاسی نه گروهی جامعه شناس و نه گروهی تاریخ نگار هستیم ما هیچ کدام از این کارها را بلد نیستیم فقط عده ای جوانیم که دوست داریم ببینیم و بشنویم و گاهی بگوییم آنچه می بینیم و می شنویم تا شاید ببینند آنانکه نمی بینند و بشنوند آنانکه نمی شنوند . می دانیم که دیگر بین جوانان ما حال و حوصله خواندن متن ها و مقالات سیاسی و تحلیلی واندیشیدن به چنین مسایلی وجود ندارد و از طرفی خود را نیز شایسته پرداختن به چنین مسایل حساسی نمی بینیم پس زبان ما در این وبلاگ مشخص نخواهد بود و ممکن است روزی جدی و روزی شوخی روزی رسمی و روزی محاوره ای و روزی فردی و روزی اجتماعی باشد. این اولین بار است که ما وارد این دنیای مجازی می شویم دنیایی که همچون دنیای واقعی برای خود بزرگانی دارد بزرگانی که بر خلاف آنچه در دنیای واقعی می بینیم امکان هیچ زورگویی و تجاوزی به دیگران ندارند و اگر بزرگ شده اند به خاطر شایستگی و حرفهایی است که زده اند ٬در راهی که آغاز کرده ایم شدیدا محتاج راهنمایی ها و کمک های این بزرگان دنیای وبلاگ نویسی فارسی هستیم . امیدواریم خطاها و اشتباهاتی که در این وبلاگ وجود خواهد داشت و حرفهای غلطی را که زده خواهد شد به جوانی و بی تجربه گی مان ببخشید و برای بالا بردن سطح فکری خود و در نتیجه سطح نوشته هایمان یاریمان کنید. ایمان راهی و احسان موذن چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383 |
|
2 نوشته شده در
شنبه هفتم آذر 1388ساعت 0:5 توسط ذره بین |
|
|
پس از چهار سال
|
|
و پس از چهار سال باز کوچه های باریک مرا به خود می خواند...
کوچه هایی که عطر پا برهنه بر روی خاکستر آزاد اندیشی دویدن را در من می دمد... |
|
2 نوشته شده در
جمعه ششم آذر 1388ساعت 23:33 توسط ذره بین |
|
رييس دانشگاه تبريز مجوز برگزاري يك سمينار دانشجويي با شركت چهره هاي "نهضت آزادي ايران" را لغو كرد، تبريزنيوزپيمان پاك مهر.روزنامه نگار در تبريز تبريز نيوز:سرويس سياسي:راديو فردا:سمینار چهارروزه دانشجوئی زیر نام در جستجوی راهبرد برای حرکتهای دانشجوئی ایران که قرار بود در در دانشگاه تبریز برگزار شود، یک روز پیش از برگزاری بعد از آنکه معلوم شد شماری از اساتید دانشگاه و اعضای برجسته تشکل سیاسی «نهضت آزادی ایران» از جمله مهندس محمد توسلی، و دکتر علی اصغر غروی، قرار است در آن سخنرانی کنند، از سوی دکتر محمد حسین سرورالدین رئیس دانشگاه تبریز لغو شد و اعلامیه های که در دانشگاه نصب شده بود، توسط ماموران حراست دانشگاه پاره شد. پیمان پاکمهر روزنامهنگار مستقل در تبریز می گوید بهانه لغو مجوز فقدان مهر انجمن اسلامی مرکزی زیر تقاضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشکده علوم انسانی بود در حالیکه قبلا در این مدت تمامی نشستها و سمینارهائی که در دانشگاه برگزار میشده، مسئولین انجمنهای اسلامی دانشکدههای دانشگاه تبریز، مستقیما درخواست مجوز یا برگزاری مراسم یا سمینار را میکردند. از دانشگاه تبریز، که بعد از دانشگاه تهران، دومین مرکز اعتراضهای دانشجوئی تیرماه 1378 بود، خبر میرسد که سمینار چهارروزه دانشجوئی زیر نام در جستجوی راهبرد برای حرکتهای دانشجوئی ایران که قرار بود در آن دانشگاه برگزار شود، لغو شد، و اطلاعیه آن پاره شد. بنا بود از روز یکشنبه تا پنجشنبه در این سمینار علاوه بر عبدالله مومنی، عضو شورای مرکزی طیف علامه دفتر تحکیم وحدت، و دکتر فردین قریشی، استاد دانشگاه تبریز، دکتر غفار فرزدی، استاد دیگر این دانشگاه و عضو شورای مرکزی نهضت آزادی، و همچنین دو تا از چهرههای دیگر شاخص این تشکل، مهندس محمد توسلی، و دکتر علی اصغر غروی، سخنرانی کنند. رادیو فردا از پیمان پاکمهر روزنامهنگار در تبریز علت لغو این سمینار را جویا شده است. ا.م.ک.: یک مقدار اعلامیه پاره شده بود و اینها. |
|
2 نوشته شده در
سه شنبه شانزدهم اسفند 1384ساعت 21:29 توسط ذره بین |
|
سخنراني رييس دفتر سياسي نهضت آزادي در دانشگاه تبريز لغو و اطلاعيه ها پاره شد، تبريزنيوزپيمان پاك مهر.روزنامه نگار در تبريز تبريز نيوز:سرويس سياسي:سمينار دانشجويي"در جستجوي راهبرد براي حركت هاي دانشجويي ايران" و سخنراني "مهندس محمد توسلي"، رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران ، در دانشگاه تبريز لغو و اطلاعيه هاي آن پاره شد. سمينار دانشجويي "در جستجوي راهبرد براي حركت هاي دانشجويي ايران" كه قرار بود از امروز يك شنبه 14 اسفند 84 ، به مدت 4 روز و با حضور 5 سخنران توسط "انجمن اسلامي دانشجويان (دانشكده علوم انساني و اجتماعي) دانشگاه تبريز و علوم پزشكي " در تالار دانشجوي اين دانشگاه برگزار شود متوقف شده و سخنراني "مهندس محمد توسلي"، رييس دفتر سياسي نهضت آزادي ايران ،به عنوان اولين سخنران لغو و بگفته رييس اين انجمن اطلاعيه ها سمينار در داخل دانشگاه توسط عوامل زير مجموعه حراست جمع آوري و پاره شد. در اين سمينار 4 روزه دانشجويي قرار بود "مهندس محمد توسلي"،"دكتر غفار فرزدي"،"دكتر فردين قريشي"،"عبدالله مومني" و دكتر علي اصغر غروي به ترتيب پيرامون جنبش دانشجويي-سرگذشت و چالش هاي پيش رو،جمهوريت و پارلمان دانشجويي،نظريه پردازي-كادرسازي و سياست ورزي همزمان،پارلمان دانشجويي در ايران-امكان يا امتناع وجريان نوانديشي ديني در جنبش دانشجويي ايران سخنراني كنند. "علي مهدويه"،مسيول تشكيلات "انجمن اسلامي دانشجويان (دانشكده علوم انساني و اجتماعي )دانشگاه تبريز و علوم پزشكي"، در گفتگو با خبرنگار سرويس سياسي "تبريز نيوز"، در خصوص دلايل لغو اين سمينار گفت:ما از هيات نظارت دانشگاه تبريز،مجوز سخنراني مدعوين را دريافت كرده بوديم ولي در جلسه اي كه بايد در "شوراي فرهنگي" دانشگاه ، جهت هماهنگي زمان اجراي برنامه تصميم گيري شود اين موضوع مطرح نشده بود.اين شورا مدعي بود درخواست بايد مهمور به مهر شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تبريز و علوم پزشكي باشد نه انجمن اسلامي دانشكده ها. وي افزود:اين موضوع در طول 14 سال اخير براي اولين بار از سوي شوراي فرهنگي دانشگاه تبريز ، مطرح شده است، حال آن كه انجمن اسلامي دانشجويان (دانشكده علوم انساني و اجتماعي) دانشگاه تبريز و علوم پزشكي"،طي مكاتبه اي با دكتر"محمد حسين سرورالدين"، رييس دانشگاه ، مجوز برگزاري سمينار را از ايشان اخذ كرده بود. "علي مهدويه"،تصريح كرد:عليرغم اينكه ما توانسته بوديم مجوز سمينار را پيش از طرح در "شوراي فرهنگي" از رياست دانشگاه ، معاونت دانشجويي وفرهنگي و مديريت فرهنگي دانشگاه تبريز دريافت كنيم ولي دكتر "سرورالدين"، در جلسه شوراي فرهنگي روز شنبه دانشگاه تبريز ، كه نماينده انجمن اسلامي نيز در آن شركت داشتند مطرح كردند كه سمينار با برنامه آموزشي تداخل مي كند ، در حاليكه قرار بود سخنراني هاي سمينار از ساعت 12 الي 14 كه كليه كلاس ها تعطيل است برگذار شود. وي افزود: شنيده شده كه دكتر "محمد حسين سرورالدين"، رييس دانشگاه در اين جلسه در حضور نماينده انجمن اسلامي اقدام به تهديد برگزار كنندگان سمينار نموده و به اداره حفاظت فيزيكي- زير مجموعه حراست دانشگاه- دستور داده اطلاعيه هاي نصب شده سمينار را معدوم نمايند . دانشجويان عضو انجمن هم مشاهده كرده اند كه اين اطلاعيه ها در حالي با نفرت تمام پاره شده اند كه در آن آيه اي از قرآن كريم و لفظ جلاله آمده بود. مسيول تشكيلات "انجمن اسلامي دانشجويان (دانشكده علوم انساني و اجتماعي )دانشگاه تبريز و علوم پزشكي"،يادآور شد:پس از آنكه مجوز اين مراسم لغو و برگزاري سمينار متوقف شد ، "مهندس محمد توسلي"،طي برنامه داخلي در اطاق كوچك شوراي مركزي انجمن اسلامي به سوال هاي دانشجويان پاسخ داد. " مهدويه"،يادآور شد:ما حق تجمع آرام و قانوني را در اعتراض به چنين رفتاري براي خود محفوظ داشته و از رييس دانشگاه تبريز مي خواهيم هر چه سريعتر نسبت به اعاده حيثيت از دانشگاهي با قدمت 60 ساله اقدام عاجل به عمل آورند. گفتني است، دكتر "محمد حسين سرورالدين"، از جمله ريوساي انتصابي دانشگاه تبريز است كه پس از روي كار آمدن دولت جديد و لغو آيين نامه انتخاب رييس دانشگاه توسط هيات علمي در دوران رياست جمهوري "سيد محمد خاتمي" ، به اين سمت انتصاب شده است. وي در دوران دولت اصلاحات در ميان كانديداهاي رياست دانشگاه تبريز كمترين آرا را (از سوي هيات علمي) به خود اختصاص داده بود. |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه پانزدهم اسفند 1384ساعت 20:54 توسط ذره بین |
|
|
اولین نتیجه بازدارنده اعدام ها
|
|
در نتیجه اعدام عاملین بمبگذاری های اهواز در ملا عام ٬ عاملین این گونه خرابکاری ها شدیدا مرعوب شده و از شدت ترس و دگرگونی روحی فردای روز اعدام بمبی دیگر در اهواز منفجر کردند این اتفاق ثابت کرد که اعدامیان خود بمبگذاران بوده اند!!!!!!
|
|
2 نوشته شده در
جمعه دوازدهم اسفند 1384ساعت 12:8 توسط ذره بین |
|
|
اعدام , جلوی چشمان مردم
|
|
"دو نفر از عاملین اصلی بمبگذاری های اهواز در یکی از میدان های این شهر اعدام شدند" این خبری بود که امروز همه خبرگزاری ها مخابره کردن و سیمای جمهوری اسلامی هم صحنه هایی از اونرو پخش کرد ٬این بمب گذاری ها رمضان گذشته اتفاق افتاد و چندین نفر کشته و زخمی داشت ٬ این که حادثه خیلی وحشت ناک و کار خیلی زشتی بود بحثی توش نیست ٬ همه ما به عنوان ایرانی از این که عاملین این بمب گذاری دستگیر و محاکمه بشن خوشحال می شیم ٬ اما سوال اینجاست ٬ چطور آقایون درست روز بعد از این اتفاق همه چیزو به انگلیس نسبت می دن و با قاطعیت می گن که نقش عوامل خارجی کاملا مشخصه ولی یکی دو ماه بعد همه چیز فراموش می شه و برای راضی کردن افکار عمومی دوتا جوون رو به عنوان بمب گذار وسط شهر اعدام می کنن و قضیه تموم می شه ٬(من با دیدن این کارهای آقایون یاد رمان ۱۹۸۴اثر جرج اورول می افتم اگه نخوندین حتما بخونین)٬ حالا اینکه این جوون ها کی بودن؟ چه جوری دستگیر شدن ٬ روند محاکمه شون چه جوری بوده ؟ آیا وکیل داشتن؟ آیا واقعا تو بمبگذاری دست داشتند؟ اگه دست داشتند به کجا وابسته بودند؟ از کی دستور گرفته بودند؟ چه تضمینی هست که این اتفاقها تکرار نشه؟ سوال های دیگه ای هستن که نه کسی می پرسه نه کسی جواب میده٬ آیا مردم ما اینقدر احمق شدن که این نمایش ها رو باور می کنن؟ چرا کسی نمی گه که این اعدام هایی که جلوی چشم مردم انجام می شه چه بلایی سر روح و روان مردم می آره...
|
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم اسفند 1384ساعت 20:41 توسط ذره بین |
|
|
روسیه روسیه ما داریم می آییم
|
|
تاریخ را ورق می زنم ٬ تیتر:اشغال لانه جاسوسی توسط دانشجویان و حمایت امام از این حرکت ٬ با اشتیاق فراوان ماجرا را می خوانم دانشجویان سفارت را اشغال می کنند و کارمندان آن را گروگان می گیرند و مدت زیادی نگه می دارند و ناگهان ماجرا تمام می شود ٬ نمی فهمم چه شد ٬ دوباره می خوانم ٬ نمی فهمم چه شد.
تیتر :جنگ تحمیلی٬ صدام با کمک آمریکا به ایران حمله می کند ٬ مقاومت آغاز می شود همه متحدند از مهندس چمران نهضت آزادی و اعضای جنبش مسلمانان مبارز گرفته تا حزب اللهی ها و تمام نیروهای مذهبی و حتی غیر مذهبی ٬ پس از دو سال ٬ مقاومت نتیجه می دهد و خرمشهر آزاد می شود اما جنگ تمام نمی شود ٬ شعار "کربلا کربلا ما داریم می آییم "به گوش می رسد جنگ ادامه پیدا می کند ٬ما کربلا می خواستیم؟ با شور رو شوق می خوانم ٬ شش سال بعد در شرایطی که خبری از کربلا نبود جنگ تمام می شود٬ نفهمیدم این شش سال برای چه بود ٬ دوباره خواندم ٬ بازهم نفهمیدم چه شد. تیتر:مساله هسته ای ٬آقایان می گویند می خواهیم انرژی هسته ای داشته باشیم ٬ همه می گویند خوب است ٬ آمریکا می گوید حق ندارید ٬ می خواهید بمب بسازید ٬ ما نمی خواستیم ٬ اما دیگر به کسی اعتماد نداشتیم ٬ شاید آمریکا راست می گفت ٬ آمریکا دل همه را به دست آورد ٬ می خوانم و بشتر شک می کنم ٬ آقایان گفتند این حق ماست به فعالیتمان ادامه می دهیم٬ اما دنیا بدجوری گیر داده بود ٬ با شورو شوق می خوانم ٬ روسیه پیشنهاد می دهد غنی سازی را در خاک رو سیه انجام دهند ٬ صفحات قبل را مرور می کنم و می فهمم چه خواهد شد اما می خوانم٬ آقایان شدیدا مخالفت می کنند ٬ می دانم چه خواهد شد اما می خوانم ٬ اوضاع خطرناک می شود ٬ آمریکا و اروپا می خواهند پرونده را به شورای امنیت ببرند ٬ خطر تحریم و حمله نظامی وجود دارد٬ ناگهان لاریجانی به روسیه می رود و راجع به همان طرحی که حاضر نبودند به هیچ وجه بپذیرند ٬ می گوید "طرح روسيه مي تواند ايده اوليه خوبي باشد"٬ می دانم چه خواهد شد. "ایمان راهی" |
|
2 نوشته شده در
پنجشنبه ششم بهمن 1384ساعت 13:56 توسط ذره بین |
|
|
این منم
|
|
این منم از همه دنیا مانده
این منم از همه جا وامانده در پی یافتی راه شدن این منم بودن خود را داده
این منم گم شده در بودن خویش که ز کف داد وجود و تن خویش شدنش را به بهای بودن داد در راه به گل خوردن خویش
این منم در طلب آزادی تو مپندار فرارم دادی قفسم هر چه رود بالاتر اوج گیرم زمان آزادی
من چرا هستی خود وادادم همه چیزم به کلامی دادم جان من بود اگر در دستم بهر آزادی تن می دادم
پشت این آینه مردی است نهان آنی آرام و زمانی نگران بشود گر خفه او این لحظه شاید آرام بگیرد دگران
هرچه گفتم همه خبط و غلط است زندگی کردن من پر غلط است من ندانم که در اینجام چرا؟ لیک پرسیدن من هم غلط است
می شکانم دگر این آینه را تا به پایان برسانم گله را گله کردن ز خودو بودن خود می برد از همه کس حوصله را ایمان
|
|
2 نوشته شده در
شنبه هفدهم دی 1384ساعت 23:30 توسط ذره بین |
|
|
یک اگر با یک برابر بود...
|
|
معلم پای تخته داد می زد
صورتش از خشم گلگون بود و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود ولی آخر کلاسیها لواشک بین خود تقسیم می کردند وان یکی در گوشه ای دیگر "جوانان" را ورق می زد برای آنکه بی خود های و هو میکرد و با آن شور بی پایان تساوی های جبری را نشان می داد با خطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک غمگین بود تساوی را چنین نوشت:یک با یک برابر است از میان جمع شاگردان یکی برخاست همیشه یک نفر باید بپاخیزد... به آرامی سخن سر داد: تساوی اشتباهی فاحش و محض است. نگاه بچه ها ناگه به یک سو خیره گشت و معلم مات برجا ماند و او پرسید:اگر یک فرد انسان٬واحد یک بود آیا باز یک با یک برابر بود؟ سکوت مدهشی بودو سوالی سخت معلم خشمگین فریاد زد آری برابر بود و او با پوزخندی گفت: اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه زورو زر به دامن داشت بالا بود و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود اگر یک فرد انسان واحد یک بود آنکه صورت نقره گون٬ چون قرص مه می داشت بالا بود وان سیه چرده که می نالید پایین بود اگر یک فرد انسان واحد یک بود این تساوی زیرورو می شد حال می پرسم٬یک اگر با یک برابر بود نان و مال مفتخواران از کجا آماده می گردید؟ یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد؟ یا اگر با یک برابر بود پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد؟ یا که زیر ضربت شلاق له می گشت؟ یک اگر با یک برابر بود پس چه کس آزادگان را در قفس میکرد؟ معلم ناله آسا گفت: بچه ها در جزوه های خویش بنویسید: یک با یک برابر نیست... "خسرو گلسرخی" |
|
2 نوشته شده در
دوشنبه پنجم دی 1384ساعت 1:20 توسط ذره بین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1388 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 مهر 1384 مرداد 1384 تیر 1384 خرداد 1384 اردیبهشت 1384 اسفند 1383 بهمن 1383 |
|
RSS
|